محمد الريشهري

97

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

مىشويد ، من از ثَقَلين ، از شما پرسش خواهم كرد . پس بنگريد كه نسبت به اين دو جانشين من ، چگونه خواهيد بود . ريسمان بزرگ‌تر ، كتاب خداست كه يك سوى آن به دست خدا و سوى ديگر آن در دست شماست . پس بدان ، چنگ در زنيد و دگرگون نشويد ؛ و [ آن ديگرى ] عترت من ، همان اهل بيت من . و خداوند لطيف خبير ، مرا آگاه كرده است كه اين دو ، هرگز از هم جدا نخواهند شد تا كنار حوض [ كوثر ] بر من وارد آيند " . من گفتم : اى پيامبر خدا ! عترت تو ، كيان‌اند ؟ فرمود : " اهل بيت من از فرزندان على و فاطمه و نُه تن از پشت حسين كه امامانى نيك هستند . آنان ، عترت من و از گوشت و خون من هستند " . ع واثِلة بن اسقع 3169 . المستدرك على الصحيحين به نقل از واثلة بن اسقَع : نزد على عليه السلام آمدم ؛ ولى او را نيافتم . فاطمه عليهاالسلام به من گفت : پيامبر خدا ، او را فرا خوانده و او به نزد ايشان رفته است . على عليه السلام به همراه پيامبر خدا آمدند و داخل شدند . من هم داخل شدم . پيامبر خدا حسن و حسين عليهم السلام را خواند و هر يك از آن دو را بر زانوى خويش نشاند و فاطمه عليهاالسلام و همسرش را به دامانش نزديك كرد و جامه‌اى بر آنها پيچاند و فرمود : " " خداوند ، فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند " " . سپس فرمود : " اينان ، اهل بيت من هستند . بار خدايا ! اهل بيت من ، سزاوارترند " . 3170 . فضائل الصحابة ، ابن حنبل به نقل از ابو عمّار شدّاد : بر واثلة بن اسقَع وارد شدم ، در حالى كه جماعتى نزد او بودند . آنها على عليه السلام را ياد كردند و به دو دشنام دادند و من هم با آنها به دو دشنام دادم . چون آن عدّه برخاستند ، واثله به من گفت : چرا به اين مرد ، ناسزا گفتى ؟ گفتم : ديدم اين عدّه به او دشنام مىدهند . من نيز با آنها به او دشنام دادم . او گفت : آيا تو را از آنچه از پيامبر صلى اللّه عليه و آله ديدم ، آگاه نكنم ؟ گفتم : چنين كن . گفت : نزد فاطمه عليهاالسلام رفتم تا از على عليه السلام جويا شوم . فاطمه گفت : نزد پيامبر خدا رفته است . من منتظر ماندم تا پيامبر خدا به همراه على و حسن و حسين ، در حالى كه دست حسن و حسين را گرفته بود ، داخل شد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله على و فاطمه را در برابر خود نشاند و حسن و حسين را بر زانويش نشاند و سپس جامه‌اش ( / عبايش ) را بر آنها پيچاند و سپس اين آيه را تلاوت كرد : " خداوند ، فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد " . پس از آن گفت : " بار خدايا ! اينان ، اهل بيت من هستند و اهل بيت من ، سزاوارترند " .